تبليغاتX
.: نسيم الهي :.

.: نسيم الهي :.

چه كنم

 

 

با جسم ضعيف و ناتوان چه كنم
با اين دل زار و خون فشانم چه كنم

تا هستي خود به دست طوفان دادم
پژمرده گلي به گلستانم چه كنم

طوفان بلا قامت من سخت شكست
با جسم ضعيف و ناتوانم چه كنم

قانون فضا آمدن و رفتن است
باسخت گرفته اين زمانم چه كنم

تو بهار هديه كردي كه گلي بچينم از آن
گل رخسار وجودت به رقيبم هديه دادم

من گل خزان عمرم و تو شبنم دم صبح
از چه در خزان عمرم گل نورسي ندارم

تو ببار ابر تيره به مزار عشقم امشب
كه بجز اشك تو امشب بر مزارم كس ندارم

سرسوداي تو دارم دل مسكين من امشب
تو ترحمي به من كن كه دگر شفا ندارم

تو شبي بلور دل را به تفعلي شكستي
چه كنم به جام قلبم حرف ديگري ندارم

بر در سراي كهنه دل افروز ماندني نيست
تو بيا و جرعه اي ده كه دگر نفس ندارم

 

اعمال شب قدر

1- نمازي در شب قدر وارد شده كه در آن يك بار حمد و هفت بار ‹‹قل هو الله احد ›› خوانده مي شود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر ‹‹استغفرالله و اتوب اليه ›› گفته مي شود و سپس حوائج از خدا خواسته مي شود.


2- صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از مهمترين امور مهم است . زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين مي باشد كه عالمان به خداوند هستند. در اين ادعيه علوم گرانبهايي است كه بجز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست . دانشهايي از قبيل علم به خدا و صفات جمال و جلال و نامهاي نيك و مراتب فضل و حكمت عدل و مقتضاي كار و ادب مناجات با خداوند متعال .
لازم است در خلال خواندن اين ادعيه زنده دل بوده و با توجه آنرا بخواند. و اگر بتواند از آنچه مي گويد، تاثير پذيرفته و اين مطلب را نيز در دعايش بخواهد ، بايد به او تبريك گفت . زيرا اگر اين ادعيه ثواب و پاداشي از جانب خدا نداشته و فقط مضامين آن در انسان موثر باشد ، عاقل بايد روح و جان خود را براي بدست آوردن آن فدا كند . چه رسد به اين كه خداوند براي هر حكم و حتي هر حرفي از آن جواب و نوري آماده نموده است كه جهانيان نمي توانند قيمتي بر آن بگذارند. همچنين بايد درباره معني كلماتي كه مي گويد تامل نموده و آن را درك كند. و اگر اين مقدار نيز نمي تواند بهتر است بجاي خواندن اين دعاها بر مصيبت خود و مجازات خدا بخاطر آن ، گريه كرده و بگويد: ‹‹انا الله و انا اليه راجعون ›› ، چه مصيبت و چه مجازات بزرگي ›› درباره اهل آخرت ، در حديث قدسي آمده است :‹‹دعاي آنان در نزد خداوند بالا رفته و كلام آنان را مي شنود. فرشتگان بواسطه آنان خوشحالي مي گردند… پروردگار باندازه اي دوست دارد دعاي آنان را بشنود كه مادري فرزند را.››
بنابراين اي فقير! در مورد دعايي كه بدون حضور قلب مي خواني ، انصاف بده . آيا دوست داري ، در حالي كه خدا مي بيند كه زبانت او را خوانده و دلت با دنيا سخن مي گويد ، دعايت به خداوند برسد ! دنيايي كه درباره آن آمده است كه دشمن خدا و دوستان اوست و
مي خواند با شكوفه هايي اين دنياي فاني ، تو را از خداوند دور نمايد. آيا عاقل مي تواند مصييتي بزرگتر از اين را تصور كند.

3- خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن ، باين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانشهاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد. و ساير نيتهايي كه مناسب با اين عمل است .

4- زيارت امام حسين (ع) با بعضي از زيارتهايي كه وارد شده است .

5- خواندن سوره روم ، عنكبوت و دخان در شب بيست و سوم .

6- خواندن دعاهايي كه در اين شبها وارد شده است ، بخصوص دعايي كه سيد از بعضي از كتابهاي كهن نقل نموده و اول آن چنين است :‹‹ اللهم ان كان الشك في ان ليله القدر فيها او فيما تقدمها واقع فانه فيك و في وحدانيتك و تزكيتك الاعمال زائل، خداوند ! اگر در اين كه شب قدر، امشب يا شبهاي پيش از آن است ، شكي هست ، ولي در مورد يكتايي تو و اين كه اعمال را پاكيزه مي نمايي ، شكي نيست .›› و اگر توانست معني از بين رفتن شك در خدا و يكتايي او را بفهمد، همين پاداش براي عبادت آن شب براي او كافي خواهد بود.

7- دعاي كوچكي كه سيد از امام سجاد (ع) روايت نموده و اول آن ‹‹ يا باطنا في ظهوره ›› مي باشد . دعايي كه در يكتا دانستن خداوند كامل مي باشد . و اگر وجود ائمه (ع) هيچ نفعي نداشت ،مگر همين كه با اين گونه دعاها پرده از يكتايي خدا برداشته ، و ما را از اين مطلب آگاه نمودند ، لازم بود مؤمن تمام وجودش را فداي اين عمل آنان نمايد .و حتي فداكردن تمام وجود خود را ناچيز شمرده و خود را ناتوان از اداي شكر نعمتهاي آنان ببيند .

8-ساعتي از شب رامخصوص مراقبت قرارداده ، ودر آن ساعت علم پروردگارش را به بدحالي او و قدرتش را بر نجات دادن او ، و فضل و بخشش و كرم اورا در نظر گرفته و سپس با اميدواري ، بر در بخشش و كرم او چشم دوخته و در انتظار رحمت و بخشش اوباشد .
بستن وسوسه هاي شيطان
اگر مراقب به آنچه گفتيم عمل كرد كه خوشا بحالش ، و اگر عمل نكرد مبادا شيطان اوراوسوسه كرده وبگويد : تو ! آنگونه كه شايسته توست عمل را انجام نمي دهي ، بنابراين ، اين كار اندك نيز فايده اي نداشته و نبودش بهتر از وجودش مي باشد .زيرا اگر به اين نداي شيطان گوش دهد اورا از ساير اعمال نيز بازداشته و او را با غفلت هلاك مي نمايد . ولي اگر همان عمل را كه قصد دارد ، انجام بدهد گرچه عمل كمي نيز باشد ، ممكن است نور اين عمل كم ، نور ديگري را براي عمل بوجود آورده و او را موفق به انجام عمل ديگري گردانده و آنگاه در تمام اعمال موفق باشد .
خلاصه شيطان هيچ قصدي ندارد ، مگر اين كه انسان را از خدمت نمودن و عبادت مولايش باز دارد بنابراين اگراز او فرمانبرداري نمايد دردل او تاريكيي بوجود آيد كه سبب قطع ياري او گرديده و موجب مي شود تا عبادت ديگري را نيز ترك كند تا جايي كه ياري خداوند كاملا قطع شده و به هلاكت جاويد دچار شود .مگر اين كه عنايت خدا شامل حالش شده و از فرمانبرداري شيطان دست بردارد ، دلش با مخالفت با او روشن شده و آنگاه به توفيق كاملي برسد .
سالك نبايد هيچ عمل خيري راگر چه بسيار كوچك باشد ، كم شمرده و بخاطر كم بودن آن را ترك نمايد كه زيان خواهد ديد . و هيچ عمل خيري رانيز نبايد بزرگ ببيند ، چون گرفتار عجب مي گردد .نيز اگر نمي تواند آن را انجام بدهد بمقداري كه مي تواند آن را انجام داده و بعد از انجام ، آن را درمقابل خدا كوچك ببيند .زيرا بنده هر عملي را كه انجام بدهد و آن را كوچك بداند ، خداوند آن را بزرگ دانسته و شايد همين مطلب باعث شود كه خداوند متعال آن را قبول كند . وهنگامي كه عملي قبول شد كمي آن اهميتي نخواهد داشت ، چون اگر خداوند عملي را از بنده اش قبول نمايد ، گرچه كم باشد ، پاداش زيادي به او خواهد داد . و اگر آن را قبول نكند ، فايده اي براي او نخواهد داشت ، گرچه زياد باشد .زيرا خداوند عمل كم آدم را قبول و اعمال زياد ابليس را رد نمود.
بنابراين بنده نبايد هيچ عملي را بزرگ ببيند . گرچه عبادت جن و انس باشد . زيرا اين عجب است و عجب انسان به عملش ، ثواب آن را از بين مي برد .بلكه نور آن را به تاريكي تبديل مي كند . ونيز نبايد عمل كم را كوچك بداند ، زيرا ممكن است قبول شده و تبديل به عمل بزرگي شود .

 

 ديشب حرم بودم جاي همه خالي براي همه دعا كردم.

 اگه خدا بخواد شب بيست ويكم هم حرم ميرم.

 يادتون نره من رو هم تو اين شب هاي عزيز دعا كنيد.


نوشته شده توسط « نسيم الهي » در شنبه 30 شهریور1387 ساعت 13:26 | لینک ثابت |

يوسف

 


يوسف‌ عزيز! براي‌ ما خوابي‌ ببين‌ كه‌ جهان‌ بدون‌ رويا مي‌ميرد. يوسف! ما خواب‌ ستاره‌ نمي‌بينيم.
خواب‌هاي‌ ما پر از گاوهاي‌ لاغر است‌ و خوشه‌هاي‌ خشك. پر از مردماني‌ كه‌ نان‌ بر سر نهاده‌اند و مرغان
‌ از آن‌ مي‌خورند...

يوسف! ما تعبير خواب‌هايمان‌ را نمي‌دانيم. ما چيزي‌ نمي‌كــــاريم. و فــردا كه‌ برادرانمــان‌ برگردند مــاييم
و شرمساري‌ و دست‌هاي‌ خالي. ماييم‌ قحط‌ سال‌ وفاداري.
يوسف! تو نيستي‌ تا راه‌ را نشانمان‌ بدهي. ما مي‌رويم‌ و در پس‌ هر گامي‌ چاهي‌ است. دنيا پر از دروغ‌
و پيرهن‌ پاره‌ خون‌آلود است.
يوسف! قرن‌ هاست‌ كه‌ به‌ چاه‌ افتادهايم‌ و سالياني‌ست‌ كه‌ كاروانيان‌ به‌ بهايي‌ اندك‌ ما را خريده‌اند..
يوسف! به‌ ما بگو كه‌ چگونه‌ عزيز شويم.
 




يوسف! ديري‌ست‌ كه‌ زليخــا فريبمــان‌ مي‌دهد. ديري‌ست‌ كه‌ پيرهنمــان‌ را مي‌درد و ما هرگز نگفتــه‌ايم.
زندان‌ دوست‌ داشتني‌تر است‌ از آنچه‌ مرا بدان‌ مي‌خوانند.
يوسف! يعقوب‌ منتظر است. پيرهن‌ ما. اما بوي‌ عشق‌ نمي‌دهد.
يوسف! براي‌ ما خوابي‌ ببين. جهان‌ بدون‌ رويا مي‌ميرد. روياي‌ گاوهاي‌ فربه‌ و خوشه‌هاي‌ سبز.
رويايِ‌ ستاره‌اي‌ كه‌ سجده‌ مي‌كند.

‌عرفان‌ نظرآهاري‌


سلام همسايه ها
  از همه كساني كه تولدم رو تبريك گفتن تشكر مي كنم.

 قطار داره ميره من كه عقب موندم شما عقب نمونيد.

 بلخره تابستون هم تموم شد ۳۰ شهريور كلاس هاي من شروع ميشه و منم كه تصميم گرفتم پسر
خوبي باشم و درس بخونم كمتر ميام وبلاگ ، سعي مي كنم جمعه ها كه ميام مشهد به وبلـــــاگ
برسم.

 واي امروز بايد برم واكسن بزنم

 راستي داشت يادم مي رفت از عروسك خدا همسايه خوبم تشكر مي كنم تو اين مدت خيلي كمكم
كرد همچنين از نبض خاطرم كه بهم خيلي لطف داره.

 

(( نظر يادتون نره ))




نوشته شده توسط « نسيم الهي » در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت 17:28 | لینک ثابت |

تولدم مبارك

اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!

 

یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

سلام همسایه ها

امروز یک سال دیگه بزرگ شدم ...
نمی دونم تو سال قبل کسی رو اذیت کردم یا نه ... ؟!
نمی دونم تو سال قبل بهتر بودم از سال های قبل ... ؟!
نمی دونم ... ؟!
مهم این هست که من یم سال بزرگ شدم
و چقدر سریع بزرگ شدم



نوشته شده توسط « نسيم الهي » در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 4:52 | لینک ثابت |

میراث پدر علیه السلام

 


سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم. زخمی که به دشنه ای
 تیز، پدر ، برایم به یادگار گذاشته است.
هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو ندارم.
پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کـــج
نکنم. و گفته اسـت که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشــــــدارو از
ناکسان و کسان. زیرا درد است که مــرد،
 می زاید و زخم است که انسان می آفریند.
پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخم های اوست. پس زخم هـــــایت را
 گرامی دار. زخـم های کوچک را نوشدارویی انـــــدک بس است ، تو امــــا در پی
زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شــــــــگفت بخواهد، و هــیــچ نوشـــــدارویی ،
شگـــفـــت تر از عشق نیست. و نوشــــداروی عشق تنهــــــا در دستان اوست.
او که نامش خداوند است.
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر.
اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد، دست
هایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را که دوســت تر
دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد!
زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد.من پیچ می خورم و
تاب مـــی خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص
 خونین را دوست دارم، زیرا به یـــادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیــــستم ،
 خشت و خاک نیستم، که انسانم.
پدرم وصیت کرده است و گفته است: از جانت دست بردار. از زخمت اما نه ، زیـــرا
 اگر زخمی نبـــاشد،
دردی نسیت و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو
نباشی، عـــــاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت...
دســت بر زخــمــم مــی گــذارم و گــرامی اش می دارم، که این زخم عشـــــــق
 اســت و عشـــق، میراث پدر علیه السلام است.

عرفان نظر آهاری


سلام همسايه ها
قطار داره ميره اون بالاي بالا ، رسيديم ايستگاه نهم ، فقط بيست ايستگـاه ديگه
تا آخرين ايستگاه مونده ، فقط بيست ايستگاه ، از ايستگاه اول تا اين ايستـگـــاه
اندازه يك چشم به هم زدن طول كشيد ، چشمات رو ببندي و باز كني بيســــت
ايستگاه ديگه هم رد شديم رفتيم ، تو اين نه ايستگاه كه نتونستيم از امكانــــات
اين قطار درجه 1 استفاده كنيم اين مدت باقي مونده رو نبايد از دست بديم.

 


قطاری به مقصد خدا
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهــــان
کرد و گفت: مقصـد مــا خداست ٬ کيست کـــه بـــا ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشـق
توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .
از جهـــان تــا خــدا هزار ايستگـــاه بود . در هر ايستگــاه که قطار می ايستاد ٬ کســـی کم
می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زيرا سبکی قانون راه خداست .
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :‌اينجــــا بهشت
 است . مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست .
مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم مـاندند ٬ قطـار دوبـــاره راه
 افتاد و بهشت جا ماند .
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفـت : دورو بر شـمـا ٬ راز مـن هـمـيـن بود . آن کــه مـــرا
می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری.

عرفان نظرآهاری

 

 


نوشته شده توسط « نسيم الهي » در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 17:31 | لینک ثابت |

خدایا !!

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

خدایا !

كار كار توست.

تويي كه عشق ورزیدن را دوست داشتن را در وجود انسان به وديعت نهادي.

تويي كه اين نياز آفريدي و اين عطش را دامن زده اي !

اگر تو نمي خواستي كه ما دوست داشته باشيم و دوست داشته شويم ، بي ترديد گوهر و جوهـــر
عاطفه را در دل ما تعبيه نمي كردي و ...

شايد آدمي نيز بي اين گوهر نمي آفريدي.

اما ... اما ...

ما آدميان در مصداق اشتباه مي كنيم ، بيراهه مي رويم ، سهل مي انگاريم ، ساده مي پسنــــديم
و عطشي را كه براي آبي زلال ، آفريده شده است به آبي آلوده مرتفع مي كنيم ... و مرتفــــــــــــــــع
نمي شود ...

آن عطش ، عطشي نيست كه با اين آب ها آاوده خاموش شود و ... باز ما مي مانيم و نياز و بــــــــاز
مي مانيم و احساس كشنده و سردرگمي و ياس و بي پناهي.

مگر همين ديروز نبود كه من به اميد آب ، دل به جايي بستم و نزديك تر كه شدم ، جز سراب نيافتـم .

خدايا ! اين درد را به به كه مي توان گفت جز تو كه جز تو هيچ معشوقي اتناعمان نمي كند .

جز در خانه تو هيچ دردي به زدن و گشودن نمي ارزد جز در خانه تو ، همه خانه ها بر ساحل بــــــــاد
بنيان شده است و جز زلال عشق تو ، هيچ آب نمايي عطش بي كران ما را فرو نمي نشاند .

خدايا ! تو كه رقص فريبنده سراب را در پيش چشم هاي عطشناك طالب آب مي فهمي ، تو بـــــــــايد
كاري بكني

كار كار توست ، خدايا !

 

سلام دوستان خوبم

ديروز نيشابور بودم ، رفته بودم كه براي دانشگاه خونه اجاره كنم.

چند تا عكس جالب از نيشابور گرفتم كه اينجا براتون گذاشتم .

این پرچم به مناسبت هفته دولت در خیابان اصلی نیشابور  نصب شده است.

 

 در نیشابور دو تا مغازه هست که هر کس آگهی بخواد به شیشه این مغازه ها می چسبونه میشه
گفت کاریابی هست.

 

 اینم یک مدل تبلیغات

 

 

 

 


نوشته شده توسط « نسيم الهي » در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت 14:47 | لینک ثابت |

با من تماس بگير‏‏‏‏، خدايا

 

هر روز
شيطان لعنتي
خط هاي ذهن مرا
اشغال مي كند
هي با شماره هاي غلط ، زنگ مي زند،‏ آن وقت
من اشتباه مي كنم و او
با اشتباه هاي دلم
حال مي كند.
ديروز يك فرشته به من مي گفت:
تو گوشي دل خود را
بد گذاشتي
آن وقت ها كه خدا به تو مي زد زنگ
آخر چرا جواب ندادي
چرا بر نداشتي؟!
يادش به خير
آن روزها
مكالمه با خورشيد
دفترچه هاي ذهن كوچك من را
سرشار خاطره مي كرد
امروز پاره است
آن سيم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره مي كرد.
×××
با من تماس بگير ، خدايا
حتي هزار بار
وقتي كه نيستم
لطفا پيام خودت را
روي پيام گير دلم بگذار.

***

عرفان نظر آهاري

 

 سلام دوستان خوبم
من رو باید ببخشید به خاطر مشکلی که دارم واقعا وقت نمی کنم اینترنت بیام.
این دو تا عکس از مجموعه عکس های که بهشون خیلی علاقه دارم ،اميدوارم  كه پسند كنيد.
التماس دعا


نوشته شده توسط « نسيم الهي » در دوشنبه 4 شهریور1387 ساعت 10:23 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

آرشیو مطالب

موضوعات وبلاگ

آخرین پست ها ی ارسالی

پیوند های روزانه

پیوند ها

امکانات


Download


Powered by BLOGFA
طراحی شده توسط :كد برتر

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم