|

اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده : واسه بردن بازی روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد گاهی باید برای بردن بازی بین دو نیمه دوباره متولد شد!

یک سال دیگه گذشت یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت یکی میگه یک سال بزرگتر شدم یکی میگه یک سال پیرتر شدم یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
سلام همسایه ها
امروز یک سال دیگه بزرگ شدم ... نمی دونم تو سال قبل کسی رو اذیت کردم یا نه ... ؟! نمی دونم تو سال قبل بهتر بودم از سال های قبل ... ؟! نمی دونم ... ؟! مهم این هست که من یم سال بزرگ شدم و چقدر سریع بزرگ شدم
       
نوشته شده توسط « نسيم الهي » در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 4:52 |
لینک ثابت |
|